پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

مولانا جلاالدین محمد بلخی که به مولای روم و مولوی روم آوازه یافته است . مولانا جلاالدین بلخی در ششم ربیع الاول در سال 604 هجری قمری در بلخ زاده شد . مولانا جلاالدین بلخی در سن چهل سالگی مردی به تمام معنی وعارف و دانشمند دوران خود بود که مریدان و مردم از وجود او بهرها می بردند.

 

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

عکس نوشته های زیبا برای پروفایل

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

اشعار عاشقانه مولانا برای پروفایل

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

عکس نوشته ی اشعار حضرت مولانا

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

داغ تو دارد این دلم

جای دگر نمی شود

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

خمر من و خمار من

باغ من و بهار من

خواب من و قرار من

بی تو به سر نمی شود

 

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

نیست مرا جز تو دوا

ای تو دوای دل من

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

هر چه در دل داری از مکرو رموز

پیش ما رسواست و پیدا هم چو روز

گر بپوشیمش ز بنده پر وری

تو چرا بی رویی از حد می بری

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

زیبا ترین اشعار مولانا برای پروفایل

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

دوبیتی های زیبا و عاشقانه حضرت مولانا

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

حقا که غمت

از تو وفادار تر است

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

اشعار مولانا برای پروفایل

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
شاگرد که بودی که چنین استادی

خوبی و کرم را چو نکو بنیادی
ای دنیا را ز تو هزار آزادی

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

گفتی که مستت میکنم
پر زانچه هــستت میکنم

گـــفتم چـــگونه از کجا؟
گفتی که تا گـفتی خودآ

گفتی که درمــانت دهم
بر هـــــجر پـایـانت دهم

گفتم کجا،کی خواهد این؟
گفتی صـــبوری باید این

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان…

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

از خواب چو برخیزم

اول

تو به یاد آیی

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

جــنگ هـای خلق، بهر خوبی است

بــرگ بی بــرگی، نشان طوبی است

خشم هــای خلـق، بهـر آشتی است

دام راحــت دایمــاً بـی راحتی است

هــر زدن، بهـر نــــوازش را بــُـود

هــــر گـــله از شـکر آگــه می کند

جنـــگ ها می آشتـی آرد درســـت

مـــارگیـر از بهــر یــاری مار جست

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

تو نیکی می کــن و در دجلــه انـداز

کــه ایــزد در بیــابــانت دهــد بـاز

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

زیاد دوست

شیرین تر

چه کار است؟

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

باید که جمله جان شوی

تا لایق جانان شوی

گر سوی مستان می روی

مستانه شو مستانه شو

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

…من باشم و وی باشد و می باشد و نی

…کی باشد و کی باشد و کی باشدو کی

من گه لب وی بوسم وی گه لب می

…من مست زوی باشم و وی مست زمی

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

خیــر کـــن بــا خـلق، بهـر ایزدت

یــا بـــرايِ راحــتجــان خـودت

تــا هـمــاره دوســت بینی در نظــر

در دلت نـایــد ز کین نـاخوش صور

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

از آتش عشق در جهان گرمی ها
وز شیر جفاش در وفا نرمی ها

زان ماه که خورشید از او شرمنده‌ ست
بی شرم بود مرد چه بی شرمی ها

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

عکس پروفایل های زیبا با متن های غمگین

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

زیبا ترین اشعار حضرت مولانا

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

جان منی جان منی جان من

آن منی آن منی آن من

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

جرمی ندارم بیش از این

کز دل هوا دارم تو را

از زعفران روی من

رو می بگردانی چرا؟

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

 

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

نه دامیست نه زنجیر

همه بسته چراییم ؟

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

ما بی تو خسته ایم

تو بی ما چگونه ی؟

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

نیست در عالم ز هجران تلخ تر

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

پروفایل های شاد و غمگین با مضمون زیبا

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

اشعار زیبای عاشقانه و عرفانه برای پروفایل

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

عکس نوشته های زیبا برای پروفایل

پروفایل عاشقانه حضرت مولانا

بشنو این نی چون شکایت می‌کند

از جداییها حکایت می‌کند

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش